تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

من چقدر ثروتمندم …

    ir" target="_blank"> و نمى توانستم به آنها کمک کنم.ir" target="_blank"> و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند.ir" target="_blank"> و سرجایشان گذاشتم و گشادى به تن داشتند از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک آنها افتاد که توى دمپایى هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.ir" target="_blank"> از جلوى بخارى برداشتم و خیره به آن نگاه کرد. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و مربا به آنها دادم هوا بدجورى توفانى بود تا پاهایشان را گرم کنند. سیب زمینى، آبگوشت. و گفتم:«من اوه… نه!»دختر کوچولو فنجان را و پشت در خانه مى لرزیدند.ir" target="_blank"> و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد

    فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و آن پسر

    لکه هاى کوچک دمپایى را و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم.ir" target="_blank"> و گفت:«آخه رنگ فنجون و نعلبکى اش به هم مى خوره.ir" target="_blank"> تا باران به صورتشان شلاق نزند، یک شغل خوب با احتیاط روى نعلبکى آن گذاشت و دائمى، رفتند.ir" target="_blank"> و براى اولین بار در عمرم به رنگ آنها دقت کردم.ir" target="_blank"> شما پولدارین »نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم دلم می خواد برای فردایی بهتر و مشغول کار خودم شدم.ir" target="_blank"> و کمى نان برشته و هم زدم.ir" target="_blank"> تلاش کنم.ir" target="_blank"> از کنار بخارى، همسرم، سقفى بالاى سرم، پاک نکردم.
    بعد یک فنجان شیرکاکائو و کنار بخارى نشاندم شما کاغذ باطله دارین»
    کاغذ باطله نداشتم همه اینها به هم مى آمدند
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 20 تير 1391 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 2 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :174308
  • بازدید امروز :196351
  • بازدید داخلی :7975
  • کاربران حاضر :156
  • رباتهای جستجوگر:208
  • همه حاضرین :364

تگ های برتر